اولین روز بارونی

امروز صبح بیدار شدم و تا درو باز کردم دیدم واااااااای زمین خیسه داره نم نم بارون می باره. اینقدر ذوق کردم که نگو . لباس پوشیدم و رفتم در خونه هانی تا غذایی که از دیشب برام گذاشته بود و بگیرم . اونم گفت تا هوا رو دیده یاده من افتاده ! خلاصه کلی توی راه با هوا و نم نم بارون حال کردم تا رسیدم کارگاه  و اونجا هم از خودم ذوق در وکردم.یه وقت به خودم اومدم دیدم ای داد بیداد این زری چرا چشماش بارونیه؟ اول خواستم به روی خودم نیارم تا آروم بشه . دیدم نمیشه ...رفتم آهنگ غمگینارو رد کردم شاد گذاشتم دیدم نمیشه .بهش اس دادم : عشق من بخند! خندید اما با یه عالمه اشک تو چشاش . دیگه زدم به سیم آخرو رفتم کنارش نشستم و یکم حرف زدیم بغلش کردم دوباره اشکاش جاری شد . دستشو گرفتم با هم رفتیم حیاط . دیگه کلی بغل  کردیم همو تا خوب گریه هاشو کرد . گفت دلم می خواست برم حرم ولی حسشو نکردم .منم پایه گفتم برو کاراتو بکن باهم بریم . تا 12 و نیم کارارو انجام دادیم و رفتیم تا 3 که وقت استراحت تموم میشه برگردیم . دیگه هرچی بگم کم گفتم از صفای حرم . جای همتون خالی . اول رفتیم رواق نماز خوندیم و زیارت و یکم نشستیم و اومدیم بیرون توی صحن. وای نمی دونین چه لحظه ی زیبایی بود وقتی باورن میزد رو زمین اصلا نمیشه با کلمات بیانش کرد . یکم دیگه باز راه رفتیم و اومدیم بیرون و گشتیم و گشتیم تا یه ساندویچی خلوت پیدا کردیم و دوتا جیگر زدیم بر بدن و شوار تاکسی شدیم . عاقا این راننده تاکسی آخره خنده بود . تیریپ غمگون .ابروهاش حالتش هشت بود از بس بیحال بود . آخه لحن حرف زدنشم ناراحتی بود . همشم با خودش غر غر می کرد . وقتی هم می خواستیم پیاده بشیم تا خودش شعر می خوند : دنیا دل منو شکستی....! و هم زمان بشکن هم میزد .تا رفت زدیم زیر خنده و تا در کارگاه می خندیدیم که تکلیفش معلوم نبود آخرش از این که دنیا دلشو شکسته ناراحته یا خوشحال؟ تا بعد از ظهر هم همه چی آروم بود و ما چقدر خوشبختیم از اینکه بارون میباره. 

پ.ن1: تو همین هفته فکر کنم برادر و خواهر و شوهر خواهره شوهر خاله میان مشهد . طفلک خاله که هیچ خوده زری هم کلافه شده میگه حوصله ندارم .

پ.ن2: پریروز مرضیه ( همکلاسی قدیمیم) رو دیدم و کلی گله و شکایت کردم که چرا نه اس میده نه زنگ میزنه. این هفته اگر شد به بهونه عید غدیر یه سر میزنم بهش.

پ.ن3: به تشکر از ایرانسل که از ساعت 1 تا 7 صبح فری شده می تونم سریالمو دان کنم و ببینم . تاحالا 4 قسمتی که اومده رو دیدم.

/ 2 نظر / 12 بازدید
ریحانه

بنده ای به خدا گفت : تو که تقدیر مرا نوشته ای پسچرا آرزو کنم؟ خدا گفت: شاید در تقدیرت نوشته ام هر چه تو آرزو کنی![گل]

شهـلاجـون

سـلام دوس جونم ، وبت خیلی خوبه ، اومدم اینجا تا دعوتت کنم به وبم، تو وبم کلی جـوک و اس ام اس جدید دارم اگه مارو قابل دونستی خیلی خوشحال میشم بهم یه سربزنی،مطمئنم که پـشیمون نمیشی، مرسی عزیزم، منتظرمــاااا.......... . http://jok-sms72.mihanblog.com/