دوباره تفریح

همیشه می دونستم که آدم محتاطی هستم و به عقایدم خیلی پایبندم در هر شرایطی ولی فکر نمی کردم شدتش اونقدری باشه که اطرافیانم تا این حد متوجه بشن! 

ما ارتکند رفتیم و حسابی هم خوش گذشت ,خصوصا اینکه شب رو هم موندیم ! بسیار بسیار جای با صفا و طبیعت دنجی بود! 

اما حسابی حرص بچه ها رو در آورده بودم به کارام! هرچند از نظر من اونها دیگه زیادی بیخیال بودن! مثلا من هی تذکر میدادم که از جاهایی که خطرش بیشتره و احتمال افتادن و سر خوردن داره نرین! جواب پسرایی که از کنارمون رد میشن و تیکه میندازن رو ندید! ووو....بعدا آمنه تو باشگاه بهم گفت که بچه ها گفتن فکر نمی کردیم دنیا اینقدر منضبط و مقرراتی باشه ! من کلا ادم راحتیم و خیلی سخت نمی گیرم! اما خب جایی که می بینم خانواده ام نیستن و با یه گروه دختر اومدیم سعی می کنم رفتارامو کنترل کنم .

یه عالمه عکس و فیلم هم گرفتم که خیلی نازن فقط هم وقتشو ندارم هم سایتی کهباهاش آپلود میکنم قاطی کرده! بعدا عکسارو میذارم!

از ظهر مشغول کیک پختن بودم ! یه زبرا و یه شکلاتی برای تفریح فردا! ایندفعه همه خودمون جمع دوستان میخوایم بریم یه جایی که اسمش یادم رفته !شبم باید بشینم کباب تابه با گوشت مرغ درست کنم ! 

فردا صبح ساعت 7/5 راه میفتیم! 

/ 0 نظر / 21 بازدید