دود دود دود ...

من موندم این سیگار چیه که این مردا ولش نمی کنن ! یعنیا متنفرم از بوش اینقدر حالم بد میشه که حد نداره. اونوقت این شوهر خاله ما همیشه و در همه حال مشغول سیگار کشیدنه! ماشالله از رو هم که نمیره ...اصلا هم به فکر زنه حاملش نیست ! فکر کنم بچشم که بدنیا بیاد یه پاکت سیگار تو دستش باشه! البته بابا هم قبلا خیلی کم بعضی وقتا سیگار می کشید ولی اینقدر که من هی گفتم برو تو حیاط و من سرم درد می گیره و اینا زود گذاشت کنار ! فکر کن من بابامو تونستم ترک بدم این بشرو هنوز نتونستم ! فامیل ما پره از آدمای سیگاری . دایی اول و دوم هم سیگارین ! باز صد رحمت به اونا که وقتی میگیم برین تو حیاط بکشین زود قبول می کنن. امروز ظهر خاله و شوهرش اومدن خونمون و بعد از ناهار شوهر خاله شروع کرد دیگه ...یه نخ ...دو نخ ...وای خدای من دماغم می سوخت , سرم درد گرفته بود, نفسمم گرفته بود حسابی . بهش میگم توروخدا نکش من دارم می میرم ! برگشته میگه خب برو یه جای دیگه بشین!!!!! یعنی تو اعتماد به نفسش من موندم . منم مظلوم بارو بندیل و بستم اومدم پایین ولی هنوز سرم درد می کنه!!

متنفرم از سیگار و قلیون (از این یکی خیلی زیاد) و کلن تمام این دخانیات خر !

شاید عصر بریم پارک چون بی بی از اول هفته هی می گفت جمعه بریم پارک من حوصلم سر رفته .

پ.ن: این هفته مامان قراره آزمایش دیابت بده ...خدا کنه چیزی نباشه

/ 1 نظر / 4 بازدید
تارا

سلام عزیزم خوشحالم که برگشتی[گل]